با کار پیوسته، بهتنهایی یا گروهی، برنامه، راهحل یا نتیجهای تدوین کردن.
مثالهای طبیعی
Das Team erarbeitet einen Plan für den neuen Spielplatz.
گروه در حال تدوین برنامهای برای زمینبازی تازه است.
Die Studierenden erarbeiteten die Lösung in kleinen Gruppen.
دانشجویان راهحل را در گروههای کوچک پیدا کردند.
Sie hat sich das Fachwissen über Jahre erarbeitet.
او طی سالها دانش تخصصیاش را با تلاش به دست آورد.
نکتهٔ کاربردی
این فعل باقاعده و جدانشدنی است. مفعولهای رایج آن برنامه، راهحل یا دانشاند؛ ماضی نقلی با haben میآید.
درس کوتاه: erarbeiten
با کار پیوسته، بهتنهایی یا گروهی، برنامه، راهحل یا نتیجهای تدوین کردن. این فعل باقاعده و جدانشدنی است. مفعولهای رایج آن برنامه، راهحل یا دانشاند؛ ماضی نقلی با haben میآید.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «erarbeiten» مطابقت دارد؟
