معنی ۱formal · 85%
رویداد یا سرنوشتی، غالباً ناخوشایند، ناگهان یا گریزناپذیر بر کسی واقع شدن.
مثالهای طبیعی
Kurz vor der Pensionierung ereilte ihn eine schwere Krankheit.
کمی پیش از بازنشستگی بیماری سختی گریبانش را گرفت.
Das gleiche Schicksal ereilte später auch seine Geschäftspartner.
بعدها همان سرنوشت دامنگیر شرکای تجاری او هم شد.
Niemand ahnte, welches Unglück die Familie in jener Nacht ereilen würde.
هیچکس گمان نمیکرد آن شب چه مصیبتی گریبان خانواده را خواهد گرفت.
نکتهٔ کاربردی
ساخت طبیعی «Ein Unglück ereilte ihn» است؛ فرد آسیبدیده در Akkusativ میآید.
