معنی ۱neutral · 90%
چیز جدیدی را برای نخستین بار اختراع یا ایجاد کردن
مثالهای طبیعی
Wer hat dieses Gerät erfunden?
چه کسی این دستگاه را اختراع کرد؟
Die Maschine wurde vor hundert Jahren erfunden.
ماشین صد سال پیش اختراع شد.
Das Team erfand eine neue Methode.
تیم روش جدیدی ابداع کرد.
نکتهٔ کاربردی
چیز اختراعشده Akkusativ است.
ترکیبهای رایج
— چیز جدیدی اختراع کردن

