معنی ۱neutral · 90%
لازم یا ضروری برای انجام یا رسیدن به چیزی
مثالهای طبیعی
Für den Antrag sind mehrere Dokumente erforderlich.
برای درخواست چند مدرک لازم است.
Eine genaue Prüfung ist erforderlich.
بررسی دقیق ضروری است.
Gute Deutschkenntnisse sind für den Kurs erforderlich.
برای دوره دانش خوب آلمانی لازم است.
نکتهٔ کاربردی
erforderlich در دستورالعملها و شرایط رسمی رایج است.
ترکیبهای رایج
— مدارک لازم

