معنی ۱neutral · 82%
به کسی شادی بخشیدن یا او را خوشحال کردن.
مثالهای طبیعی
Die Nachricht erfreute die ganze Familie.
این خبر همهٔ خانواده را خوشحال کرد.
Sein Besuch erfreut die Bewohner des Pflegeheims.
دیدار او ساکنان خانهٔ سالمندان را شاد میکند.
Das kleine Geschenk soll deine Schwester erfreuen.
این هدیهٔ کوچک قرار است خواهرت را خوشحال کند.
نکتهٔ کاربردی
در این معنا، مفعول آکوزاتیو میگیرد؛ ساخت جداگانهٔ sich an etwas erfreuen یعنی از چیزی لذت بردن.
درس کوتاه: erfreuen
به کسی شادی بخشیدن یا او را خوشحال کردن. در این معنا، مفعول آکوزاتیو میگیرد؛ ساخت جداگانهٔ sich an etwas erfreuen یعنی از چیزی لذت بردن.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «erfreuen» مطابقت دارد؟
