معنی ۱neutral · 90%
شرط، وظیفه، قول یا الزام را برآورده کردن
مثالهای طبیعی
Sie erfüllt alle Voraussetzungen.
او همهٔ شرایط را برآورده میکند.
Er hat sein Versprechen erfüllt.
او به قولش عمل کرد.
Jeder muss seine Pflicht erfüllen.
هرکس باید وظیفهاش را انجام دهد.
نکتهٔ کاربردی
این کاربرد با شرط، الزام، وظیفه و قول رایج است.
ترکیبهای رایج
— شرایط را برآورده کردن

