معنی ۱neutral · 90%
چیزی را برای کاملتر شدن اضافه کردن
مثالهای طبیعی
Bitte ergänzen Sie die fehlenden Angaben.
لطفاً اطلاعات ناقص را تکمیل کنید.
Sie ergänzte den Text um ein Beispiel.
او یک مثال به متن اضافه کرد.
Wir müssen die Liste noch ergänzen.
هنوز باید فهرست را تکمیل کنیم.
نکتهٔ کاربردی
ergänzen اغلب یعنی افزودن بخش ناقص.
ترکیبهای رایج
— اطلاعات را تکمیل کردن

