به شکلی خاص رخ دادن یا تجربهشدن؛ بهویژه دربارهٔ خوب یا بد گذشتن حال کسی.
مثالهای طبیعی
Wie ist es dir während der Reise ergangen?
در طول سفر حالت چطور بود؟
Nach der Operation erging es ihm jeden Tag besser.
پس از عمل، حال او هر روز بهتر شد.
Den neuen Auszubildenden erging es im ersten Monat gut.
کارآموزان تازه در ماه نخست وضعیت خوبی داشتند.
نکتهٔ کاربردی
در ساخت es ergeht jemandem شخص در داتیو میآید. ماضی نقلی ist ergangen است و ساخت بیشخص به کار میرود.
درس کوتاه: ergehen
به شکلی خاص رخ دادن یا تجربهشدن؛ بهویژه دربارهٔ خوب یا بد گذشتن حال کسی. در ساخت es ergeht jemandem شخص در داتیو میآید. ماضی نقلی ist ergangen است و ساخت بیشخص به کار میرود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «ergehen» مطابقت دارد؟
