Erhaltung
C2اسمحراست، حفظ، حراست حفظ
JadoLearn Dictionary
Erhaltung یعنی حراست. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
حراست، حفظ، حراست حفظ
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
حراست، حفظ
حراست، حفظ
مفاوضه، مکالمه، گفت و گو
نفقه، خرجی، نگاهداری
تجدید، نوسازی، سراسر بازدید کردن
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.