چیزی، بهویژه مایع یا مادهای را با گرما داغ کردن.
مثالهای طبیعی
Erhitzen Sie die Milch langsam in einem kleinen Topf.
شیر را در قابلمهٔ کوچکی آرام داغ کنید.
Das Labor erhitzt die Probe auf achtzig Grad.
آزمایشگاه نمونه را تا هشتاد درجه گرم میکند.
Vor dem Servieren erhitzen wir die Suppe erneut.
پیش از سرو، سوپ را دوباره گرم میکنیم.
نکتهٔ کاربردی
این فعل باقاعده و جدانشدنی است: erhitzt، erhitzte، hat erhitzt. مفعول آکوزاتیو میگیرد؛ sich erhitzen کاربرد دیگری دارد.
درس کوتاه: erhitzen
چیزی، بهویژه مایع یا مادهای را با گرما داغ کردن. این فعل باقاعده و جدانشدنی است: erhitzt، erhitzte، hat erhitzt. مفعول آکوزاتیو میگیرد؛ sich erhitzen کاربرد دیگری دارد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «erhitzen» مطابقت دارد؟
