با امید انتظار داشتن که خود فرد سود یا نتیجهٔ دلخواهی به دست آورد.
مثالهای طبیعی
Die Veranstalter erhoffen sich mehr Gäste am Samstag.
برگزارکنندگان امیدوارند شنبه مهمانان بیشتری بیایند.
Von dem neuen Kurs erhofft sie sich praktische Tipps.
او از دورهٔ تازه انتظار نکتههای کاربردی دارد.
Wir erhoffen uns eine schnelle Antwort vom Anbieter.
امیدواریم ارائهدهنده زود پاسخ دهد.
نکتهٔ کاربردی
ساخت رایج sich etwas erhoffen است: ضمیر بازتابی در داتیو و مفعول در آکوزاتیو میآید.
درس کوتاه: erhoffen
با امید انتظار داشتن که خود فرد سود یا نتیجهٔ دلخواهی به دست آورد. ساخت رایج sich etwas erhoffen است: ضمیر بازتابی در داتیو و مفعول در آکوزاتیو میآید.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «erhoffen» مطابقت دارد؟
