معنی ۱neutral · 90%
پس از بیماری، کار یا فشار استراحت یا بهبود پیدا کردن
مثالهای طبیعی
Im Urlaub kann ich mich gut erholen.
در تعطیلات میتوانم خوب استراحت کنم.
Sie erholt sich langsam von der Krankheit.
او آرام از بیماری بهبود پیدا میکند.
Nach der Arbeit muss ich mich erholen.
بعد از کار باید استراحت کنم.
نکتهٔ کاربردی
چیزی که فرد از آن بهبود مییابد با von + Dativ میآید.
ترکیبهای رایج
— از چیزی بهبود پیدا کردن

