معنی ۱formal · 89%
چیزی را تنها به بهای پرداخت هزینه یا پذیرفتن پیامد و زیان مهم به دست آوردن
مثالهای طبیعی
Das kurzfristige Wachstum wurde mit hoher Verschuldung erkauft.
رشد کوتاهمدت به بهای بدهی سنگین به دست آمد.
Sie erkaufte sich den beruflichen Erfolg mit jahrelanger Überlastung.
او موفقیت شغلی را به بهای سالها فشار کاری به دست آورد.
Der Frieden wurde mit weitreichenden Zugeständnissen erkauft.
صلح به بهای امتیازهای گسترده به دست آمد.
نکتهٔ کاربردی
erkaufen تقریباً همیشه بر معاملهای با پیامد منفی تأکید دارد و مترادف خنثی kaufen نیست.
