معنی ۱neutral · 82%
آنقدر روشن که بتوان شخص، ویژگی یا تفاوتی را تشخیص داد.
مثالهای طبیعی
Der Vogel ist an der roten Zeichnung in seinem Halsgefieder erkennbar.
پرنده را از نوار قرمزِ پرهای دور گردنش میتوان شناخت.
Auf der Karte ist die Grenze kaum erkennbar.
مرز روی نقشه بهسختی دیده میشود.
Der Schaden war erst bei Tageslicht erkennbar.
آسیب فقط در روشنایی روز قابلمشاهده شد.
نکتهٔ کاربردی
این صفت درجهپذیر است. برای بیان نشانه از an + داتیو استفاده میشود: از روی نشان قابلشناسایی.
درس کوتاه: erkennbar
آنقدر روشن که بتوان شخص، ویژگی یا تفاوتی را تشخیص داد. این صفت درجهپذیر است. برای بیان نشانه از an + داتیو استفاده میشود: از روی نشان قابلشناسایی.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «erkennbar» مطابقت دارد؟
