چیزی که با شناخت علتها بتوان آن را فهمید یا توجیه کرد.
مثالهای طبیعی
Ihre Enttäuschung ist angesichts der gebrochenen Zusagen völlig erklärlich.
با توجه به قولهای عملنشده، ناامیدی او کاملاً قابلدرک است.
Der plötzliche Rückgang der Besucherzahlen ist durch die Baustelle erklärlich.
کاهش ناگهانی شمار بازدیدکنندگان را میتوان با عملیات ساختمانی توضیح داد.
Dass er den Vertrag ablehnte, erscheint nach diesen Bedingungen durchaus erklärlich.
با این شرایط، ردکردن قرارداد از سوی او کاملاً قابلفهم به نظر میرسد.
نکتهٔ کاربردی
«durch + Akkusativ» میتواند علت را بیاورد؛ این واژه لزوماً به معنای «بخشودنی» نیست.
