معنی ۱neutral · 82%
بیمار شدن، اغلب به بیماری مشخصی یا پس از عفونت.
مثالهای طبیعی
Mehrere Gäste erkrankten nach dem Ausflug an Grippe.
چند مهمان پس از گردش به آنفلوانزا مبتلا شدند.
Sie erkrankte während der Reise an einer Infektion.
او در سفر به عفونتی مبتلا شد.
Der Patient ist im vergangenen Winter schwer erkrankt.
بیمار زمستان گذشته بهشدت بیمار شد.
نکتهٔ کاربردی
این فعل ناگذر است و ماضی نقلی با sein میسازد. برای بیماری از an + داتیو استفاده میشود.
درس کوتاه: erkranken
بیمار شدن، اغلب به بیماری مشخصی یا پس از عفونت. این فعل ناگذر است و ماضی نقلی با sein میسازد. برای بیماری از an + داتیو استفاده میشود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «erkranken» مطابقت دارد؟
