معنی ۱neutral · 90%
دربارهٔ چیزی پرسوجو یا اطلاعات درخواست کردن
مثالهای طبیعی
Ich erkundige mich nach einem freien Zimmer.
دربارهٔ اتاق خالی پرسوجو میکنم.
Sie erkundigte sich nach dem Kurs.
او دربارهٔ دوره پرسوجو کرد.
Er erkundigt sich bei der Behörde nach den Regeln.
او از اداره دربارهٔ قوانین پرسوجو میکند.
نکتهٔ کاربردی
nach با Dativ و bei برای شخص یا سازمان مورد پرسش میآید.
ترکیبهای رایج
— دربارهٔ چیزی پرسوجو کردن

