معنی ۱neutral · 82%
با تلاش به چیزی مطلوب رسیدن یا آن را بهدست آوردن.
مثالهای طبیعی
Sie erlangte nach der Ausbildung ihren Abschluss.
او پس از دورهٔ آموزشی مدرکش را گرفت.
Der Verein erlangte Zugang zum Archiv.
انجمن به بایگانی دسترسی پیدا کرد.
Er erlangte das Vertrauen seiner Kolleginnen.
او اعتماد همکارانش را بهدست آورد.
نکتهٔ کاربردی
این فعل جدانشدنی است، مفعول آکوزاتیو میگیرد و ماضی نقلی آن با haben ساخته میشود.
درس کوتاه: erlangen
با تلاش به چیزی مطلوب رسیدن یا آن را بهدست آوردن. این فعل جدانشدنی است، مفعول آکوزاتیو میگیرد و ماضی نقلی آن با haben ساخته میشود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «erlangen» مطابقت دارد؟
