قانون یا دستور رسمی را اعلام یا لازمالاجرا کردن.
مثالهای طبیعی
Der Stadtrat erlässt neue Regeln für den Radverkehr.
شورای شهر مقررات تازهای برای دوچرخهسواری صادر میکند.
Das Gericht erließ ein Verbot für die Veranstaltung.
دادگاه برای رویداد ممنوعیت صادر کرد.
Die Behörde hat eine neue Verordnung erlassen.
اداره مقررات تازهای تصویب کرده است.
نکتهٔ کاربردی
این فعل قوی و جدانشدنی است: erlässt، erließ، hat erlassen. در این معنا قانون، مقرره یا دستور رسمی مفعول آکوزاتیو است.
درس کوتاه: erlassen
قانون یا دستور رسمی را اعلام یا لازمالاجرا کردن. این فعل قوی و جدانشدنی است: erlässt، erließ، hat erlassen. در این معنا قانون، مقرره یا دستور رسمی مفعول آکوزاتیو است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «erlassen» مطابقت دارد؟
