معنی ۱formal · 92%
دچار یا متحمل چیزی زیانآور، دردناک یا نامطلوب شدن
مثالهای طبیعی
Das Unternehmen erlitt im letzten Quartal erhebliche Verluste.
شرکت در سهماههٔ گذشته زیان قابلتوجهی متحمل شد.
Die Mannschaft erlitt ihre erste Niederlage der Saison.
تیم نخستین شکست فصل خود را متحمل شد.
Bei dem Unfall erlitt der Fahrer schwere Verletzungen.
راننده در حادثه دچار جراحتهای شدید شد.
نکتهٔ کاربردی
erleiden معمولاً یک پیامد یا رویداد منفی را بهعنوان مفعول آکوزاتیو میگیرد و در این بافتها از bekommen رسمیتر است.
