بینش ناگهانی و روشنی که مسئله یا ارتباطی را قابلفهم میکند
مثالهای طبیعی
Beim Spaziergang kam ihr die entscheidende Erleuchtung.
هنگام پیادهروی جرقهٔ ذهنی تعیینکننده به ذهنش رسید.
Die Erleuchtung kam erst, als wir die Daten anders ordneten.
فهم ناگهانی تازه وقتی حاصل شد که دادهها را جور دیگری مرتب کردیم.
Eine einzige Skizze brachte schließlich die erhoffte Erleuchtung.
در نهایت یک طرح ساده همان بینش مورد انتظار را ایجاد کرد.
نکتهٔ کاربردی
برای بینش روزمره، این واژه میتواند کمی نمایشی یا طنزآمیز باشد؛ Erkenntnis خنثیتر و تحلیلیتر است.
