معنی ۱neutral · 82%
انسانی را عمداً و برخلاف قانون کشتن.
مثالهای طبیعی
Der Täter ermordete den Händler in dessen Wohnung.
مجرم بازرگان را در خانهاش به قتل رساند.
Der Roman handelt von einem Mann, der ermordet wurde.
رمان دربارهٔ مردی است که به قتل رسیده است.
Die Kommission untersucht, wer den Zeugen ermordet hat.
کمیسیون بررسی میکند چه کسی شاهد را به قتل رسانده است.
نکتهٔ کاربردی
این فعل جدانشدنی و باقاعده است و مفعول آکوزاتیو میگیرد؛ به قتل عمدی اشاره دارد.
درس کوتاه: ermorden
انسانی را عمداً و برخلاف قانون کشتن. این فعل جدانشدنی و باقاعده است و مفعول آکوزاتیو میگیرد؛ به قتل عمدی اشاره دارد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «ermorden» مطابقت دارد؟
