معنی ۱neutral · 90%
ناامیدکننده یا واقعیتنما، چون انتظارهای بیش از حد خوشبینانه را تعدیل میکند
مثالهای طبیعی
Die Bilanz nach dem ersten Jahr fällt ernüchternd aus.
نتایج پس از سال اول ناامیدکننده و واقعیتنماست.
Die neuen Daten sind für die erhoffte Wirkung ernüchternd.
دادههای جدید دربارهٔ اثر مورد انتظار ناامیدکنندهاند.
Nach den Hochglanzbildern war der tatsächliche Zustand des Hotels ernüchternd.
بعد از آن عکسهای پرزرقوبرق، وضعیت واقعی هتل ناامیدکننده بود.
نکتهٔ کاربردی
ernüchternd فقط «منفی» نیست؛ مشخصاً یعنی واقعیت، امیدها یا تصورهای خوشبینانه را تعدیل میکند.
