غذای لازم برای زندگی و رشد شخص یا حیوان را فراهم کردن
مثالهای طبیعی
Die Eltern achten darauf, ihre Kinder ausgewogen zu ernähren.
والدین توجه میکنند که فرزندانشان تغذیهٔ متعادلی داشته باشند.
Junge Tiere müssen besonders sorgfältig ernährt werden.
حیوانات جوان باید با دقت بیشتری تغذیه شوند.
Abwechslungsreiches Essen ernährt den Körper besser als eine sehr einseitige Ernährung.
غذای متنوع بهتر از یک رژیم بسیار یکنواخت بدن را تغذیه میکند.
نکتهٔ کاربردی
شخص یا حیوانی که تغذیه میشود مفعول Akkusativ است.

