معنی ۱neutral · 90%
عمل یا تجربهٔ تحقیر و کاستن از کرامت و عزتنفس فرد
مثالهای طبیعی
Die öffentliche Kritik empfand sie als schwere Erniedrigung.
او انتقاد علنی را تحقیر شدیدی تلقی کرد.
Die Gefangenen waren systematischen Erniedrigungen ausgesetzt.
زندانیان در معرض تحقیرهای نظاممند قرار داشتند.
Sie erklärte, weitere Erniedrigungen nicht mehr hinzunehmen.
او گفت دیگر تحقیرهای بیشتر را تحمل نخواهد کرد.
نکتهٔ کاربردی
Erniedrigung از شرمندگی ساده شدیدتر است و به آسیب به کرامت یا جایگاه اشاره دارد.
