معنی ۱neutral · 82%
محصول رسیدهٔ مزرعه یا باغ را با چیدن، درو کردن یا کاری مانند آن جمعآوری کردن.
مثالهای طبیعی
Die Familie erntet im Herbst Äpfel im Garten.
خانواده هر پاییز در باغ سیب میچیند.
Die Bauern ernteten den Weizen vor dem Regen.
کشاورزان پیش از باران گندم را درو کردند.
Die Familie erntete im Herbst Birnen und Quitten.
خانواده در پاییز گلابی و به برداشت کرد.
نکتهٔ کاربردی
این فعل باقاعده است و مفعول آکوزاتیو میگیرد: سیب، سیبزمینی یا غله برداشت کردن.
درس کوتاه: ernten
محصول رسیدهٔ مزرعه یا باغ را با چیدن، درو کردن یا کاری مانند آن جمعآوری کردن. این فعل باقاعده است و مفعول آکوزاتیو میگیرد: سیب، سیبزمینی یا غله برداشت کردن.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «ernten» مطابقت دارد؟
