معنی ۱neutral · 82%
با تلاش یا پشتکار جایگاه، موفقیت یا موافقت دیگران را بهدست آوردن.
مثالهای طبیعی
Die junge Band eroberte schnell die Herzen des Publikums.
گروه جوان خیلی زود دل مخاطبان را بهدست آورد.
Das Unternehmen eroberte einen neuen Markt.
شرکت بازار تازهای بهدست آورد.
Die Läuferin eroberte im Finale den ersten Platz.
دونده در فینال مقام نخست را کسب کرد.
نکتهٔ کاربردی
این فعل باقاعده و گذراست. علاوه بر سرزمین، برای بازار، عنوان یا جلب علاقهٔ مخاطبان هم به کار میرود.
درس کوتاه: erobern
با تلاش یا پشتکار جایگاه، موفقیت یا موافقت دیگران را بهدست آوردن. این فعل باقاعده و گذراست. علاوه بر سرزمین، برای بازار، عنوان یا جلب علاقهٔ مخاطبان هم به کار میرود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «erobern» مطابقت دارد؟
