معنی ۱neutral · 82%
بهگونهای که بتوان به مکانی رفت یا با شخصی تماس گرفت.
مثالهای طبیعی
Die Ärztin ist heute Nachmittag telefonisch erreichbar.
امروز بعدازظهر میتوان تلفنی با پزشک تماس گرفت.
Das Bergdorf ist nur über eine schmale Straße erreichbar.
فقط از راه جادهای باریک میتوان به روستا رسید.
Während der Sitzung bin ich nicht erreichbar.
هنگام جلسه در دسترس نیستم.
نکتهٔ کاربردی
این صفت درجهپذیر است. دربارهٔ افراد اغلب به امکان تماس تلفنی یا زمان دسترسی اشاره دارد.
درس کوتاه: erreichbar
بهگونهای که بتوان به مکانی رفت یا با شخصی تماس گرفت. این صفت درجهپذیر است. دربارهٔ افراد اغلب به امکان تماس تلفنی یا زمان دسترسی اشاره دارد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «erreichbar» مطابقت دارد؟
