در آب غرق شدن و جان باختن؛ با لحنی عامیانه و خشن.
مثالهای طبیعی
Ohne die Hilfe der Fischer wäre der Junge beinahe ersoffen.
اگر ماهیگیران کمک نمیکردند، پسر نزدیک بود غرق شود.
Der alte Seemann warnte uns: Bei diesem Sturm könnt ihr ersaufen.
ملوان پیر هشدار داد: در این توفان ممکن است غرق شوید.
Damals ersoffen mehrere Menschen, als das Boot kenterte.
آن زمان وقتی قایق واژگون شد، چند نفر غرق شدند.
نکتهٔ کاربردی
ماضی نقلی «ist ersoffen» است، نه «hat ersoffen».
