از سرنخها یا بافت، معنا یا اطلاعاتی را نتیجهگیری کردن.
مثالهای طبیعی
Aus dem Brief erschloss sie, dass die Reise verschoben war.
او از نامه پی برد که سفر عقب افتاده است.
Die Bedeutung erschließt sich erst im Zusammenhang.
معنا فقط در بافت روشن میشود.
Wir erschließen den unbekannten Ausdruck aus den Beispielen.
ما اصطلاح ناآشنا را از مثالها استنباط میکنیم.
نکتهٔ کاربردی
این فعل قوی و جدانشدنی است: erschließt، erschloss، hat erschlossen. چیزی را از متن یا بافت استنباط میکنند.
درس کوتاه: erschließen
از سرنخها یا بافت، معنا یا اطلاعاتی را نتیجهگیری کردن. این فعل قوی و جدانشدنی است: erschließt، erschloss، hat erschlossen. چیزی را از متن یا بافت استنباط میکنند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «erschließen» مطابقت دارد؟
