معنی ۱neutral · 90%
کسی را ترساندن یا از جا پراندن
مثالهای طبیعی
Das laute Geräusch erschreckte mich.
صدای بلند من را ترساند.
Erschrecke mich bitte nicht so.
لطفاً اینطور من را نترسان.
Der Hund erschreckt die Kinder.
سگ بچهها را میترساند.
نکتهٔ کاربردی
در این کاربرد متعدی، صرف فعل erschreckt، erschreckte، erschreckt است و شخصِ ترسیده در Akkusativ میآید.

