Erschwernis
C2اسمتصدیع فراهم کردن، مزاحمت، دردسر
JadoLearn Dictionary
Erschwernis یعنی تصدیع فراهم کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تصدیع فراهم کردن، مزاحمت، دردسر
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
کشمکش کردن، مسابقه جسمانی
سبب تاخیر، عایق، بازماندگی
دشواری، گرفتگیری، گرفتاری
تصدیع فراهم کردن، مزاحمت، دردسر
تصدیع فراهم کردن، مزاحمت، دردسر
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.