معنی ۱neutral · 82%
کسی را دچار شگفتی یا حیرت کردن.
مثالهای طبیعی
Die genaue Vorhersage erstaunte selbst die Meteorologin.
پیشبینی دقیق حتی هواشناس را هم شگفتزده کرد.
Seine ruhige Antwort erstaunte die ganze Runde.
پاسخ آرام او همهٔ افراد گروه را شگفتزده کرد.
Der schnelle Fortschritt erstaunt die Lehrerin.
پیشرفت سریع معلم را شگفتزده میکند.
نکتهٔ کاربردی
در این معنا مفعول آکوزاتیو میگیرد و با haben میآید؛ erstaunt sein حالت شگفتزده بودن را بیان میکند.
درس کوتاه: erstaunen
کسی را دچار شگفتی یا حیرت کردن. در این معنا مفعول آکوزاتیو میگیرد و با haben میآید؛ erstaunt sein حالت شگفتزده بودن را بیان میکند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «erstaunen» مطابقت دارد؟
