چیزی را با خرید به دست آوردن، اغلب کالایی خاص یا کمیاب یا خریداریشده در حراج
مثالهای طبیعی
Sie erstand das Gemälde bei einer Auktion für überraschend wenig Geld.
او آن تابلو را در یک حراج با مبلغی شگفتآور کم خرید.
Auf dem Flohmarkt erstand er eine gut erhaltene Ausgabe von 1928.
او در بازار دستدوم نسخهای سالم از سال ۱۹۲۸ خرید.
Das ungewöhnliche Möbelstück hatte sie in einer kleinen Berliner Galerie erstanden.
او آن قطعه مبلمان غیرمعمول را از یک گالری کوچک در برلین خریده بود.
نکتهٔ کاربردی
این فعل در هر موقعیت روزمره جایگزین خنثی kaufen نیست و اغلب لحن کمی رسمی یا مرتبط با اشیای خاص دارد.
