معنی ۱neutral · 82%
ساختن یا تدوین یک سند، برنامه یا نتیجهٔ دیگر.
مثالهای طبیعی
Die Erstellung des Berichts dauerte drei Tage.
تهیهٔ گزارش سه روز طول کشید.
Für die Erstellung der Karte nutzten wir neue Messdaten.
برای تهیهٔ نقشه از دادههای تازه استفاده کردیم.
Die Erstellung eines Kontos ist kostenlos.
ساخت حساب کاربری رایگان است.
نکتهٔ کاربردی
این اسم مؤنث است. ترکیب رایج: تهیهٔ گزارش؛ جمع Erstellungen نادر است.
درس کوتاه: Erstellung
ساختن یا تدوین یک سند، برنامه یا نتیجهٔ دیگر. این اسم مؤنث است. ترکیب رایج: تهیهٔ گزارش؛ جمع Erstellungen نادر است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Erstellung» مطابقت دارد؟
