معنی ۱neutral · 82%
گسترهای مکانی یا مدتی زمانی داشتن.
مثالهای طبیعی
Der Radweg erstreckt sich bis zum Nachbardorf.
مسیر دوچرخهسواری تا روستای همسایه امتداد دارد.
Die Ausstellung erstreckt sich über drei Stockwerke.
نمایشگاه در سه طبقه گسترده شده است.
Die Bauarbeiten erstreckten sich über den ganzen Sommer.
کار ساختوساز در سراسر تابستان ادامه داشت.
نکتهٔ کاربردی
در این معنا فعل بازتابی است: در منطقه یا بازهای زمانی امتداد داشتن. فعل باقاعده است.
درس کوتاه: erstrecken
گسترهای مکانی یا مدتی زمانی داشتن. در این معنا فعل بازتابی است: در منطقه یا بازهای زمانی امتداد داشتن. فعل باقاعده است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «erstrecken» مطابقت دارد؟
