معنی ۱formal · 90%
عمل رسمیِ اعطا، صدور یا دادن مجوز، اجازه، دستور یا موردی مشابه
مثالهای طبیعی
Mit der Erteilung der Baugenehmigung kann das Projekt offiziell beginnen.
با صدور مجوز ساخت، پروژه میتواند رسماً آغاز شود.
Die Erteilung einer Vollmacht muss schriftlich dokumentiert werden.
اعطای وکالت باید بهصورت کتبی مستند شود.
Vor Erteilung der Weisung prüfte die Leitung mögliche Sicherheitsrisiken.
مدیریت پیش از صدور دستور، خطرهای احتمالی ایمنی را بررسی کرد.
نکتهٔ کاربردی
Erteilung معمولاً با Genitiv یا عبارت von میآید تا چیزی را که اعطا یا صادر میشود مشخص کند: Erteilung der Genehmigung.
