معنی ۱formal · 90%
پیش از تصمیمگیری، یک امکان یا اقدام را با دقت سنجیدن
مثالهای طبیعی
Die Regierung erwägt zusätzliche Entlastungen für kleine Unternehmen.
دولت در حال بررسی حمایتهای بیشتر برای کسبوکارهای کوچک است.
Nach zehn Jahren erwägt sie, in eine andere Branche zu wechseln.
او پس از ده سال در فکر تغییر حوزهٔ کاری است.
Die Anwälte erwogen eine Berufung, entschieden sich jedoch dagegen.
وکلاء درخواست تجدیدنظر را سنجیدند، اما در نهایت منصرف شدند.
نکتهٔ کاربردی
برخلاف denken an، فعل erwägen معمولاً سنجش ساختاریافتهٔ یک گزینه با هدف تصمیمگیری را میرساند.
