معنی ۱formal · 92%
بررسی و سنجش دقیق یک امکان، استدلال یا عامل پیش از تصمیمگیری
مثالهای طبیعی
Die Geschäftsleitung zieht mehrere Standorte in Erwägung.
مدیریت چند محل را در دست بررسی دارد.
Nach sorgfältiger Erwägung wurde der Vorschlag abgelehnt.
پس از بررسی دقیق، پیشنهاد رد شد.
Ein beruflicher Wechsel wird ernsthaft in Erwägung gezogen.
تغییر شغلی بهطور جدی در حال بررسی است.
نکتهٔ کاربردی
مهمترین ساختار etwas in Erwägung ziehen است، یعنی چیزی را بهعنوان یک گزینهٔ ممکن بررسی کردن.
