باور یا فرض داشتن که چیزی رخ خواهد داد یا فرد/چیزی نتیجه یا ویژگی مشخصی خواهد داشت
مثالهای طبیعی
Analysten erwarten im nächsten Jahr ein moderates Wachstum.
تحلیلگران برای سال آینده رشد متوسطی انتظار دارند.
Die Leitung erwartet, dass alle Berichte pünktlich vorliegen.
مدیریت انتظار دارد همهٔ گزارشها بهموقع آماده باشند.
Von dem Kurs hatte ich deutlich mehr erwartet.
از این دوره خیلی بیشتر انتظار داشتم.
نکتهٔ کاربردی
وقتی شخص منبع انتظار است، آلمانی معمولاً از von + داتیو استفاده میکند: von dir mehr erwarten.
