باعث شدن که کسی یا موجودی از خواب بیدار شود.
مثالهای طبیعی
Der Vater erweckt den Sohn vorsichtig.
پدر پسرش را آرام بیدار میکند.
Der Wecker erweckte alle im Haus.
ساعت زنگدار همه را در خانه بیدار کرد.
Die ersten Sonnenstrahlen erweckten den Wanderer aus tiefem Schlaf.
نخستین پرتوهای خورشید، کوهپیما را از خوابی عمیق بیدار کرد.
نکتهٔ کاربردی
erwecken جداشدنی نیست و Partizip آن erweckt است. معنای لفظیِ «از خواب بیدار کردن» رسمی و ادبی است و اغلب با aus tiefem Schlaf میآید.
درس کوتاه: erwecken
باعث شدن که کسی یا موجودی از خواب بیدار شود. erwecken جداشدنی نیست و Partizip آن erweckt است. معنای لفظیِ «از خواب بیدار کردن» رسمی و ادبی است و اغلب با aus tiefem Schlaf میآید.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «erwecken» مطابقت دارد؟
