معنی ۱neutral · 88%
برای کسی داستان یا خبری تعریف کردن
مثالهای طبیعی
Opa erzählt den Kindern eine Geschichte.
پدربزرگ برای بچهها داستانی تعریف میکند.
Erzählst du uns von deiner Reise?
از سفرت برای ما تعریف میکنی؟
Sie hat mir die Nachricht erzählt.
او خبر را به من گفت.
نکتهٔ کاربردی
erklären چیزی را توضیح و روشن میکند. erzählen داستان، تجربه یا خبری را تعریف میکند.
ترکیبهای رایج
— داستانی تعریف کردن

