معنی ۱neutral · 82%
فرایند مراقبت از کودکان و شکلدادن به رشد و رفتار آنها.
مثالهای طبیعی
Die Erziehung ihrer Kinder teilen sich beide Eltern.
هر دو والد در تربیت فرزندانشان سهیماند.
Zur Erziehung gehört auch, Grenzen zu setzen.
حد و مرز گذاشتن هم بخشی از تربیت است.
Seine Erziehung war von Geduld geprägt.
تربیت او با صبوری همراه بود.
نکتهٔ کاربردی
Erziehung بیشتر دربارهٔ تربیت کودکان است؛ ترکیبهای رایج: Erziehung der Kinder و Erziehung zur Selbstständigkeit.
درس کوتاه: Erziehung
فرایند مراقبت از کودکان و شکلدادن به رشد و رفتار آنها. Erziehung بیشتر دربارهٔ تربیت کودکان است؛ ترکیبهای رایج: Erziehung der Kinder و Erziehung zur Selbstständigkeit.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Erziehung» مطابقت دارد؟
