erzwingen
B2فعلملتزم کردن، بزور وادار کردن، مجبور کردن
JadoLearn Dictionary
erzwingen یعنی ملتزم کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ملتزم کردن، بزور وادار کردن، مجبور کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مطالبه، تقاضا، خواستار شدن
بستن، محکم کردن، ملتزم کردن
ایست کردن، متوقف کردن، ایست دادن
نشان کردن، مقعر کردن، مقرر داشتن
ملتزم کردن، کیفر دادن، عذاب کردن
ملتزم کردن
ملتزم کردن
ملتزم کردن، صراحت داشتن، معین کردن
ملتزم کردن، اجاره دادن، اجاره
ملتزم کردن
ملتزم کردن
شامل کردن، بکار زدن، درخواست دادن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.