هوشمندی زنده، شوخطبع و ظریفی که به فرد، متن یا اجرا جذابیتی خاص میدهد
مثالهای طبیعی
Der Essay überzeugt durch sprachliche Präzision und überraschenden Esprit.
این جستار با دقت زبانی و ذکاوتی غیرمنتظره تأثیرگذار است.
Mit ihrem Esprit belebte sie selbst eine trockene Fachdiskussion.
او با ذکاوت و شوخطبعی خود حتی یک بحث تخصصی خشک را زنده کرد.
Der Inszenierung fehlt zwar Tempo, aber nicht Esprit.
اجرای نمایشی شاید ریتم کافی نداشته باشد، اما از ظرافت و ذکاوت بیبهره نیست.
نکتهٔ کاربردی
Esprit از نظر سبکی رسمیتر و اغلب تحسینآمیز است و صرفاً مترادف «شوخطبعی» نیست.
