Essen zubereiten
B1فعلپختن، پخت و پز کردن، پزانیدن
JadoLearn Dictionary
Essen zubereiten یعنی پختن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
پختن، پخت و پز کردن، پزانیدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بلا فصل، عاجل، فوری
مرطوب ساختن، دارای رطوبت، نمدار
پختن، پخت و پز کردن، پزانیدن
پختن، پخت و پز کردن، پزانیدن
داخل معده کردن، درهیختن، در هیختن
سرپوش، رولباسی، ملحفه
از هوا گرفتن، گرفتن، شکار شدن
اسیر کردن، به تصرف درآوردن، تسخیر
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
فهرست، اسم، نام دادن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.