دربارهٔ چیزی اشاره یا شایعهای مبهم شنیده بودن، بدون دانستن دقیق آن
مثالهای طبیعی
Von der geplanten Umstrukturierung habe ich nur etwas läuten hören.
دربارهٔ بازسازی ساختاریِ برنامهریزیشده فقط چیزهایی مبهم به گوشم خورده است.
Ich habe da etwas läuten hören, weiß aber nicht, ob der Termin wirklich verschoben wird.
یک چیزهایی به گوشم خورده، اما نمیدانم واقعاً تاریخ را عقب میاندازند یا نه.
Über einen möglichen Verkauf hatte die Belegschaft schon Monate zuvor etwas läuten hören.
کارکنان ماهها قبل چیزهایی مبهم دربارهٔ فروش احتمالی شنیده بودند.
