بسیار سرخوش، هیجانزده یا خوشبین
مثالهای طبیعی
Die Fans reagierten euphorisch auf den unerwarteten Titelgewinn.
هواداران به قهرمانی غیرمنتظره با شور و شعف شدید واکنش نشان دادند.
Die ersten Prognosen waren euphorisch, erwiesen sich später aber als überzogen.
پیشبینیهای نخست بسیار خوشبینانه بودند، اما بعداً اغراقآمیز از آب درآمدند.
Nach der Zusage rief sie euphorisch ihre Familie an.
پس از دریافت پاسخ مثبت، با سرخوشی به خانوادهاش زنگ زد.
نکتهٔ کاربردی
این صفت میتواند شادی واقعی را بیان کند، اما در متن تحلیلی ممکن است خوشبینی غیرواقعبینانه را نقد کند.
