معنی ۱neutral · 90%
همیشگی، بیپایان یا چنان طولانی که انگار پایان ندارد
مثالهای طبیعی
Nichts im Leben bleibt ewig unverändert.
هیچ چیز در زندگی برای همیشه بدون تغییر نمیماند.
Diese Erfahrung werde ich ewig in Erinnerung behalten.
این تجربه را برای همیشه به خاطر خواهم سپرد.
In der Geschichte sucht der König nach ewigem Leben.
در داستان، پادشاه به دنبال زندگی جاودانه است.
نکتهٔ کاربردی
در ترکیبهایی مانند ewiges Leben معنی میتواند واقعی و «جاودانه» باشد؛ در گفتار هم گاهی برای اغراق دربارهٔ زمان طولانی بهکار میرود.

