معنی ۱formal; education and professional training · 82%
آزمونی جامع در پایان دورهٔ تحصیلی یا آموزش حرفهای.
مثالهای طبیعی
Sie bereitet sich auf das medizinische Examen vor.
او برای آزمون نهایی پزشکی آماده میشود.
Nach drei Jahren legte er sein Examen ab.
او پس از سه سال در آزمون پایانی شرکت کرد.
Viele bestehen das Examen erst beim zweiten Versuch.
بسیاری فقط در تلاش دوم آزمون را قبول میشوند.
نکتهٔ کاربردی
Examen اغلب به آزمون دولتی یا پایانی گفته میشود؛ ترکیبهای رایج: ein Examen ablegen و bestehen.
درس کوتاه: Examen
آزمونی جامع در پایان دورهٔ تحصیلی یا آموزش حرفهای. Examen اغلب به آزمون دولتی یا پایانی گفته میشود؛ ترکیبهای رایج: ein Examen ablegen و bestehen.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Examen» مطابقت دارد؟
